أحمد أمين (مترجم:سيد غلامرضا سعيدى)

90

مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى)

استفاده نكردند . تا اين‌كه آن روزى فرا رسيد كه مشعل تمدن عربى بر قله كوه‌هاى « بيزانس » شروع به نورافشانى كرد و روشنايى خودش را بر غرب تابش داد . آن وقت بود كه اروپايىها به خوبى از « ارسطو » استقبال كردند ، پس از آن‌كه در جامه عربى پيچيده شده بود ، در صورتى كه آن روزهايى كه جامه يونانى بر تن داشت و آن قدر نزديكشان بود ، به هيچ وجه به آن توجّه نداشتند و در فكر آن نبودند . آيا اين برهان درخشان ديگرى نيست بر مزاياى ذهنى عرب و عشق طبيعى آنها به علوم ؟ و باز « مسيو رنان » قبول نموده كه كشورهاى اسلامى در خلال پنج قرن از سال 775 به بعد داراى علما و متفكران بزرگ بوده و جهان اسلام آن روزها از لحاظ فرهنگ و معارف ذهنى بر عالم مسيحيت رجحان و برترى داشته است ، زيرا خودش مىگويد : بيشتر فيلسوفانى كه در قرون اول اسلامى زنده بودند ، مانند سياسيون بيدار و هوشيار - از اصل حرانى يا اندلسى يا فارسى يا از نصرانىهاى شام بودند . در اين‌جا نمىخواهم صفات درخشان دانشمندان ايرانى را ناديده بگيرم ، يا از نقش بزرگى كه در عالم اسلام ايفا كرده‌اند ، چشم‌پوشى كنم ، ليكن انتظار دارم اجازه دهند - بگويم - حرّانىها عرب بودند و اين‌كه عرب‌ها پس از آن‌كه « اسپانيا » را فتح كردند ، مليت خود را از دست ندادند ، بلكه همان‌طور عرب باقى ماندند و نيز بايد دانست كه لغت عرب چند قرن پيش از اسلام لغت حرّانيان بوده است و اين‌كه دين قديم خود « صائبه » را حفظ كردند ، به اين معنى نيست كه با ملّت عرب از يك جنس نبوده‌اند ؟ همان‌طور كه اكثريت مسيحيان شام ، عرب غسانى بودند كه به نصرانيت گرويدند .